در سال های نخست شروع به کار رشته ی عکاسی، آقایان هادی شفائیه و عبدالعلی ذکاوت[۱] برجسته ترین اساتید این رشته بودند. این در حالی بود که آقایان محمد جواد پاکدل و امین شهمیری فیزیک و ابزار شناسی، مهندس ضیاالدین خطیر شیمی عکاسی و عکاسی رنگی، محمود معالج نورپردازی، محمد خادمیان عکاسی تخصصی، داوود صادق کار با دوربین و مرحوم اکبر عالمی آشنایی با فیلمبرداری را تدریس می کردند. در سال های مدیریت خانم طاعی از سال ۱۳۷۰ آقایان فخرالدینی عکاسی پرتره، سعید بهروزی عکاسی تبلیغات، کاوه گلستان عکاسی خبری، مهندس حمیدیان عکاسی معماری، مهران مهاجر و یحیی دهقانپور تجزیه تحلیل و نقد عکس، مسعود معصومیان عکاسی تبلیغاتی و شماری از اساتیدِ به نام دیگر در دانشگاه هنر به تدریس پرداختند. یکی از مشکلات….
ایوانف ملقب به روسیخان (مهر ۱۲۵۴-اسفند ۱۳۴۶) یکی از تکنیسینهای عکاسخانه عبداله میرزای قاجار بود که در تهران عکاسخانه و یکی از اولین سالنهای نمایش فیلم را دایر کرده است. روسیخان یکی از نخستین کسانی بود که به رواج هنر سینما در ایران پرداخت و گمان می رود که باید او را از مهمترین شخصیت هایی دانست که در این امر تاثیر گذار بوده است. از او به عنوان دومین فیلمبردار پس از میرزا ابراهیم خان روسی خان در سال ۱۳۲۶ق به روسیه رفت و در ادسا با شرکتی به نام بومر قرارداد بست که شیشه و کاغذ و مقوای عکاسی برایش بفرستند. در فروردین ۱۲۸۶ روسی خان عکاسخانه خود را افتتاح کرد و به همین منظور اعلانی مبنی بر گشایش عکاسخانه مستقل خود به چاپ رسانید که متن آن به این شکل بود که:
ژوزف پاپازیان از عکاسان بنام عهد ناصرالدین شاه بوده است که در شهر تفلیس فن عکاسی را فرا گرفته بود، وی بعد از پای گذاشتن به ایران، ابتدا در شهر تبریز، کارگاه عکاسی خود را بنا نهاد و در سال ۱۸۸۲میلادی نیز عکاسخانهای در تهران تاسیس نمود. پاپازیان نیز به مانند سوریوگین مهر سادهای طراحی نمود که بر خلاف آنتوان نشانِ هدیه از شاه نبود.
ارنْست هولتسر در ۷ ژانویه ۱۸۳۵ در روستایی به نام کلاینشمالکالدن از توابع شهر تورینگن زاده شد. او که در سال ۱۸۶۲ به استخدام دولت انگلیس درآمده بود مأمور شد به ایران و به شهر اصفهان عازم گردد و مدیریت تلگرافخانه این شهر را برعهده بگیرد و همچنین مدیریت انتقال خط تلگراف ایران به انگلستان را محقق سازد. پس از پایان مأموریتش، به کشورش باز می گردد ولی مدتی بعد این بار با دوربین عکاسی به اصفهان بازگشت و در ۱۸۷۰ با مریم حقنظر یکی از ارمنی های ایران ازدواج کرد و در سالهای بعد شروع به کار عکاسی در این شهر نمود. او میان سالهای ۱۸۷۳ تا ۱۸۹۷ میلادی بیش از هزار عکس از ایران گرفت. بیشتر تصاویر او مربوط به اصفهان است ولی تعداد اندکی هم از تهران، قم، و کاشان هستند. وی یادداشتهایی از ایران آن دوران بر جای گذاشته است و بسیاری از مطالبی که درج نموه مربوط به آداب و رسومی هستند که امروزه در میان ایرانیان نامتداول و بسیار غریب است. او خود در مقدمه ی یکی از نوشته هایش علت درج این مطالب را چنین توصیف میکند:
عکسهای لوئیجی سند تاریخی بینظیری است که گویای وضعیت زندگی مردم و درباریان است. گرچه در این عکسها زنان وجود ندارند، اما مردان طبقات مختلف اجتماع حضور مشخص دارند و سلسله مراتب اجتماعی آنها با چگونگی قرار گرفتن در تصویر کاملاً نشان داده شدهاست. عکسهای او از مکانهای تاریخی ایران در نمایشگاه جهانی هاریس[۱] سال۱۸۶۷ م به نمایش درآمد و نشان افتخار دریافت کرد. لوئیجی پشه نخستین عکاسی بر شمارده می شود که در سال ۱۲۷۴ قمری به سرزمین باستانی فارس سفر کرده است و از تخت جمشید، پاسارگاد و نقش رستم عکس گرفته است و گمان می رود که این نخستین باری است که دوربین به وسیله ای برای آگاهی و ثبت مجموعه های فرهنگی و تاریخی در ایران تبدیل می گردد و تاثیر این عکس ها چنان بود که باعث گردید بسیاری از محققین غربی پای به ایران گذارند و حضور آن ها باعث کشف منشور کورش از دل خاک شد. ادامه.
بهرام رمضانی متولد پانزدهم بهمن ماه ۱۳۴۳ شمسی و در خانواده ای مذهبی در جنوب تهران و در منطقه نازی آباد زاده شد. او نیز به مانند بسیاری از عکاسان که به صورت داوطلب به عرصه نبرد می رفتند در مرداد ماه ۱۳۶۰ به مناطق جنوب اعزام شد و در عملیات های بسیاری مانند بیت المقدس، فتح المبین، رمضان، مسلم، والفجر شرکت داشت و عکس های بسیاری را ثبت نموده است. او که خود نیز از جانبازان جنگ است و در دو عملیات بیت المقدس و مسلم از ناحیه ی دست، سر و پا مصدوم شده است عنوان می دارد که شروع عکاسی اش از ده سالگی با دوربین لوبیتل بوده و از کودکی نیز علاقه ی شدیدی به نقاشی با آبرنگ و رنگ روغن داشته است. او اکنون مدیر واحد استودیو زیبا فیلم در تهران است.
او پس از تأسیس دارالفنون به عنوان اولین معلم زبان فرانسه در این مدرسه مشغول به تدریس شده است و تا آخر عمر خویش، معلم فرانسه در این موسسه بوده است و همچنین بعدها جزو کارمندان وزارت انطباعات و دارالترجمه دولتی نیز می شود و در سال ۱۸۹۹ میلادی مجموعهای از صنایع دستی و تاریخی ایران را در غرفه ایران در نمایشگاهی در پاریس به نمایش می گذارد و این کار را با ۲۹ هزار تومان سود به پایان می رساند این باور را پر رنگ تر می کند. البته به خاطر درج نشدن عکسی از ژول ریشار در تاریخ برخی از محققین به مانند یحیی ذکا و شهریار عدل بر این باورند که شخصی به نام ملک میرزا قاسم حتی قبل از ورود ریشار در ایران عکاسی کرده است لذا بنیان فکریِ محققین ریشار خان را اولین عکاس دانسته و ملک میرزا قاسم را به عنوان دومین عکاس در ایران می شناسند.
به طور خلاصه می توان اینگونه عنوان داشت که مهمترین شاخصه در ایجاد این انجمن ارتباط دولت با جامعه عکاسان و بالعکس بود، زیرا از بعد از سال ۱۳۳۰ شمسی که جریانات اجتماعی باعث به رونق رسیدن صنعت عکاسی در ایران شده بود و همچنین مقرر شدن عکس دار نمودن کارت های هویتی، تعداد عکاسان در پایتخت ماه به ماه بیشتر می شد و از پیِ آن تهران شاهد بازگشایی هر چه بیشتر آتلیه های تازه تاسیس در پایتخت بود.
کتاب آموزش عکاسی۲۰۲۲ با نویسندگی سهراب نعیمی، مدرس علوم عکاسی در دانشگاه در اسفند ماه سال ۱۴۰۰ توسط نشر سفیر اردهال به چاپ رسیده است. این کتاب ارزشمند در قطع وزیری به نشر رسیده و سر فصلهای متعددی را دارا می باشد. که از جمله می توان به:
۱٫تاریخ عکاسی
۲٫معرفی هفت عامل موثر در به وجود آمدن یک عکس خوب
۳٫طبقه بندی موضوعات عکاسی
۴٫امواج الکترومغناطیسی و کارکرد آن در عکاسی
۵٫گامهای نوری در عکاسی
۶٫مفاهیم فنی در عکاسی
۷٫ترکیب بندی