جریانات دوران مشروطه و رخدادهای مهم در این دوره از تاریخ و همچنین عمومیت یافتن عکس موجب پیدا شدن حافظه و خاطره مصور تاریخی در ایران شد که این مهم نیز با ابزار دوربین صورت می گرفت و در واقع عکاسی به سهم خود در جاودان نمودن جهان انسان سهم بنیادی و مهمی داشت. با آغاز صده ی چهاردهم شمسی، عکاسی با تحول عظیمی مواجه گردید. کیفیت مواد و لوازم عکاسی به سرعت به سوی بهتر شدن حرکت می نمود و وقتی ثمرات سادگی در عکاسی در جامعه هویدا شد، تاجرانِ ایرانی سعی نمودند در واردات دوربین های قابل حمل و ارزان قیمتی که کمپانی های خارجی تولید می کردند از یکدیگر سبقت بگیرند و حاصل این مسابقه ی تجارت برای کاسبان ایرانی، تبدیل شدن دوربین از یک کالای تفننی و منحصر به طبقه ای خاص، به وسیله ای عمومی و همگانی شد. این تغییرات اساسی که به سرعت در دوران اول پهلوی صورت می گرفت با دستور مستقیم رضا شاه برای اجرای احراز هویت مردمان ایران همزمان گردید.
صِنف یا رَسته، انجمنی است متشکل از گروهی از اشخاص که دارای یک حرفه و یا پیشه می باشند تا از این طریقتِ همبستگی بتوانند به راه هایی برای بهبود کیفیت و بالا بردن سطح کیفی مجموعه های کاریِ خود دست یابند و این مهم در کنار تعیین تدابیری برای مقابله با تخلفات صنفی و همچنین اطلاع رسانی درباره رویدادها و اتفاق ها در حوزههای مرتبط با حرفه موردنظر، موجبات ترفیعِ شغلی را برای تمام اعضا فراهم می سازد. بر همین اساس یکی از ویژگیهای اساسی و مهم در تمام بازارها نیز، همبستگی و تشکلِ بازاریان در انجمنهای صنفی است. این انجمنها اصولاً به صاحبان حرفهها تشکل میبخشند و دارای وظایف اجتماعی وسیعی نیز هستند. از این لحاظ و با دقت در تعریف کاربردیِ نوشتار شده به تجمیع گونه های مختلف صنف در کنار هم نیز «اصناف» می گویند. شاید باور آن سخت باشد ولی واقعیت آن است که تاریخ شکلگیری اصناف در ایران قدمتی چند هزار ساله دارد و این دیرینگی که خود گویای یک نظام اجتماعیِ کار ساز است به دوران حکومت هخامنشیان بازمیگردد
اولین گروه های علمی و حرفه ای در عکاسی با عنوان انجمن، بعد از انقلاب ایران شکل گرفت و شالوده ی آن را می توان نخستین حرکت های آکادمیک در رشته ی عکاسی دانست و بر همین اساس پیدایش انجمن ملی عکاسان ایران را می توان برآیند تاریخیِ تلاش های حرفه ای در زمینه عکاسی در کشور دانست که مؤسسان آن عموماً از تحصیل کردگان و همچنین تجربه اندوختگانِ رشته عکاسی یا فیلمبرداری و رشته های هنری بودند و از آنجا که نگاه این عکاسان از ابتدا به گونه ای به اصلاح آرتیستیک و متمایل به مفهوم گراییِ اجتماعی بود، لذا با ساماندهی علمی عکاسی در سطح کشور نظام دیداری شهروندان با سامانه های فرهنگی بیشتر آشنا شد و به همین سبب روندی از درخواستهای آرمانی و نوین برای رسیدن به نگاهی نو و حتی اندیشه های جدید در میان نسلهای حاضر و آینده پدیدار شد. شاید به همین خاطر باشد که انجمن ملی عکاسان ایران خود را وارث و حامی دستاوردهای تاریخی عکاسی در ایران می داند
در سال ۱۳۷۹ سیستم دوربین های دیجیتال وارد ایران شد و به شکل بسیار شگفت انگیزی حدودا سه سال طول می کشد تا این سیستم به عنوان واحد درسی در دانشگاه تدریس شود. زمانِ این روند دگردیسی از آنالوگ به دیجیتال آنقدر زیاد است که گمانِ فرسوده بودن هیئت علمی در این دوره را در ذهن پژوهنده بسیار پر رنگ تر می کند. در آن دوره و پس از سه سال مقاومت اساتید دانشگاه با فراهم نمودن دروس آموزش دیجیتال در عکاسی و کاربرد نرم افزار در عکاسی، در ابتدا فقط دو تن از مدرسین تمایل ورزیدند که وارد این حوزه شوند. زیرا دیجیتال در این دوره به همان اندازه در دانشگاه، صنعت و دانشی عجیبه بود که ورود دوربین به ایران از عجایب مدرنیزاسیون برای جامعه بود. از اصلی ترین اساتیدی که عکاسی دیجیتال را در دانشگاه هنر تدریس کردند می توان از آقایان رضا نبوی و ارسطو مداحی نام برد.
یازده سال پس از ایجاد دوره کارشناسی رشته عکاسی، دانشگاه هنر برای نخستین بار در ایران در سال ۱۳۷۳ در مقطع کارشناسی ارشد نیز دانشجو پذیرفت و هر مقطع دارای مدیر گروه های جداگانه ای شد. با راه اندازی کارشناسی ارشد، خانم طاعی همچنان مدیر گروه دوره کارشناسی باقی ماند و این در حالی است که آقای جواد سلیمی به عنوان مدیر مقطع کارشناسی ارشد منصوب شد. در سال ۱۳۸۶ مدیریت کارشناسی و کارشناسی ارشد ادغام و آقای دکتر سلیمی از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ به عنوان مدیر هر دو مقطع فعالیت خود را در این امر ادامه دادند و سپس آقای دکترمترجم زاده از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ عهده دار این سمت شدند. سپس از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ آقای سلیمانی مدیریت گروه را برای دو سال برعهده گرفتند و پس از آن دکتر مترجم زاده برای یکبار دیگر عهد ه دار این مسئولیت ….
در سال های نخست شروع به کار رشته ی عکاسی، آقایان هادی شفائیه و عبدالعلی ذکاوت[۱] برجسته ترین اساتید این رشته بودند. این در حالی بود که آقایان محمد جواد پاکدل و امین شهمیری فیزیک و ابزار شناسی، مهندس ضیاالدین خطیر شیمی عکاسی و عکاسی رنگی، محمود معالج نورپردازی، محمد خادمیان عکاسی تخصصی، داوود صادق کار با دوربین و مرحوم اکبر عالمی آشنایی با فیلمبرداری را تدریس می کردند. در سال های مدیریت خانم طاعی از سال ۱۳۷۰ آقایان فخرالدینی عکاسی پرتره، سعید بهروزی عکاسی تبلیغات، کاوه گلستان عکاسی خبری، مهندس حمیدیان عکاسی معماری، مهران مهاجر و یحیی دهقانپور تجزیه تحلیل و نقد عکس، مسعود معصومیان عکاسی تبلیغاتی و شماری از اساتیدِ به نام دیگر در دانشگاه هنر به تدریس پرداختند. یکی از مشکلات….
رشته ی عکاسی برای نخستین بار در سال ۱۳۶۲ و در تهران، اقدام به پذیرش دانشجو نمود. تعداد دانشجویان پذیرفته شده سی نفر و شامل ۲۲ تن آقا و ۸ تن خانم بود که البته در همان زمان حضور این هشت نفر بانو بسیار اهمیت داشت. زیرا در آن زمان حضور بانوان در این عرصه به همان میزانی که سخت بود اهمیت زیادی برای پیشرفت هنر در ایران داشت….
دانشگاه هنر تهران بزرگ ترین مرکز آموزش عالی رشتههای هنری در ایران است که در سال ۱۳۵۸ در پی ادغام پنج مؤسسه آموزش عالی هنر یعنی دانشگاه فارابی، دانشکده هنرهای تزئینی، دانشکده هنرهای دراماتیک، هنرستان عالی موسیقی و هنرکده موسیقی ملی به وجود آمد. قبل از این زمان مجتمعی دانشگاهی به نام هنر وجود نداشت اما زمانی که این دانشگاه در سال ۱۲۹۷ خورشیدی بنیان گذاری شده بود، تا سال ۱۳۵۸ به کار خود ادامه می داد ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، در سال ۱۳۵۸رسماً مجتمع دانشگاهی هنر به وجود آمد و در سال ۱۳۶۲ بازگشایی و به فعالیت پرداخت.
ایوانف ملقب به روسیخان (مهر ۱۲۵۴-اسفند ۱۳۴۶) یکی از تکنیسینهای عکاسخانه عبداله میرزای قاجار بود که در تهران عکاسخانه و یکی از اولین سالنهای نمایش فیلم را دایر کرده است. روسیخان یکی از نخستین کسانی بود که به رواج هنر سینما در ایران پرداخت و گمان می رود که باید او را از مهمترین شخصیت هایی دانست که در این امر تاثیر گذار بوده است. از او به عنوان دومین فیلمبردار پس از میرزا ابراهیم خان روسی خان در سال ۱۳۲۶ق به روسیه رفت و در ادسا با شرکتی به نام بومر قرارداد بست که شیشه و کاغذ و مقوای عکاسی برایش بفرستند. در فروردین ۱۲۸۶ روسی خان عکاسخانه خود را افتتاح کرد و به همین منظور اعلانی مبنی بر گشایش عکاسخانه مستقل خود به چاپ رسانید که متن آن به این شکل بود که: