یازده سال پس از ایجاد دوره کارشناسی رشته عکاسی، دانشگاه هنر برای نخستین بار در ایران در سال ۱۳۷۳ در مقطع کارشناسی ارشد نیز دانشجو پذیرفت و هر مقطع دارای مدیر گروه های جداگانه ای شد. با راه اندازی کارشناسی ارشد، خانم طاعی همچنان مدیر گروه دوره کارشناسی باقی ماند و این در حالی است که آقای جواد سلیمی به عنوان مدیر مقطع کارشناسی ارشد منصوب شد. در سال ۱۳۸۶ مدیریت کارشناسی و کارشناسی ارشد ادغام و آقای دکتر سلیمی از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ به عنوان مدیر هر دو مقطع فعالیت خود را در این امر ادامه دادند و سپس آقای دکترمترجم زاده از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ عهده دار این سمت شدند. سپس از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ آقای سلیمانی مدیریت گروه را برای دو سال برعهده گرفتند و پس از آن دکتر مترجم زاده برای یکبار دیگر عهد ه دار این مسئولیت ….
در سال های نخست شروع به کار رشته ی عکاسی، آقایان هادی شفائیه و عبدالعلی ذکاوت[۱] برجسته ترین اساتید این رشته بودند. این در حالی بود که آقایان محمد جواد پاکدل و امین شهمیری فیزیک و ابزار شناسی، مهندس ضیاالدین خطیر شیمی عکاسی و عکاسی رنگی، محمود معالج نورپردازی، محمد خادمیان عکاسی تخصصی، داوود صادق کار با دوربین و مرحوم اکبر عالمی آشنایی با فیلمبرداری را تدریس می کردند. در سال های مدیریت خانم طاعی از سال ۱۳۷۰ آقایان فخرالدینی عکاسی پرتره، سعید بهروزی عکاسی تبلیغات، کاوه گلستان عکاسی خبری، مهندس حمیدیان عکاسی معماری، مهران مهاجر و یحیی دهقانپور تجزیه تحلیل و نقد عکس، مسعود معصومیان عکاسی تبلیغاتی و شماری از اساتیدِ به نام دیگر در دانشگاه هنر به تدریس پرداختند. یکی از مشکلات….
رشته ی عکاسی برای نخستین بار در سال ۱۳۶۲ و در تهران، اقدام به پذیرش دانشجو نمود. تعداد دانشجویان پذیرفته شده سی نفر و شامل ۲۲ تن آقا و ۸ تن خانم بود که البته در همان زمان حضور این هشت نفر بانو بسیار اهمیت داشت. زیرا در آن زمان حضور بانوان در این عرصه به همان میزانی که سخت بود اهمیت زیادی برای پیشرفت هنر در ایران داشت….
دانشگاه هنر تهران بزرگ ترین مرکز آموزش عالی رشتههای هنری در ایران است که در سال ۱۳۵۸ در پی ادغام پنج مؤسسه آموزش عالی هنر یعنی دانشگاه فارابی، دانشکده هنرهای تزئینی، دانشکده هنرهای دراماتیک، هنرستان عالی موسیقی و هنرکده موسیقی ملی به وجود آمد. قبل از این زمان مجتمعی دانشگاهی به نام هنر وجود نداشت اما زمانی که این دانشگاه در سال ۱۲۹۷ خورشیدی بنیان گذاری شده بود، تا سال ۱۳۵۸ به کار خود ادامه می داد ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، در سال ۱۳۵۸رسماً مجتمع دانشگاهی هنر به وجود آمد و در سال ۱۳۶۲ بازگشایی و به فعالیت پرداخت.
ایوانف ملقب به روسیخان (مهر ۱۲۵۴-اسفند ۱۳۴۶) یکی از تکنیسینهای عکاسخانه عبداله میرزای قاجار بود که در تهران عکاسخانه و یکی از اولین سالنهای نمایش فیلم را دایر کرده است. روسیخان یکی از نخستین کسانی بود که به رواج هنر سینما در ایران پرداخت و گمان می رود که باید او را از مهمترین شخصیت هایی دانست که در این امر تاثیر گذار بوده است. از او به عنوان دومین فیلمبردار پس از میرزا ابراهیم خان روسی خان در سال ۱۳۲۶ق به روسیه رفت و در ادسا با شرکتی به نام بومر قرارداد بست که شیشه و کاغذ و مقوای عکاسی برایش بفرستند. در فروردین ۱۲۸۶ روسی خان عکاسخانه خود را افتتاح کرد و به همین منظور اعلانی مبنی بر گشایش عکاسخانه مستقل خود به چاپ رسانید که متن آن به این شکل بود که:
ارنْست هولتسر در ۷ ژانویه ۱۸۳۵ در روستایی به نام کلاینشمالکالدن از توابع شهر تورینگن زاده شد. او که در سال ۱۸۶۲ به استخدام دولت انگلیس درآمده بود مأمور شد به ایران و به شهر اصفهان عازم گردد و مدیریت تلگرافخانه این شهر را برعهده بگیرد و همچنین مدیریت انتقال خط تلگراف ایران به انگلستان را محقق سازد. پس از پایان مأموریتش، به کشورش باز می گردد ولی مدتی بعد این بار با دوربین عکاسی به اصفهان بازگشت و در ۱۸۷۰ با مریم حقنظر یکی از ارمنی های ایران ازدواج کرد و در سالهای بعد شروع به کار عکاسی در این شهر نمود. او میان سالهای ۱۸۷۳ تا ۱۸۹۷ میلادی بیش از هزار عکس از ایران گرفت. بیشتر تصاویر او مربوط به اصفهان است ولی تعداد اندکی هم از تهران، قم، و کاشان هستند. وی یادداشتهایی از ایران آن دوران بر جای گذاشته است و بسیاری از مطالبی که درج نموه مربوط به آداب و رسومی هستند که امروزه در میان ایرانیان نامتداول و بسیار غریب است. او خود در مقدمه ی یکی از نوشته هایش علت درج این مطالب را چنین توصیف میکند:
از نگاه دانا استاین لوئیجی مونتابونه چهارمین مستشاری ست که در ایران به عکاسی پرداخته است. تاریخ تولد مونتابونه به درستی مشخص نیست ولی استاین معنقد است که او در تابستان ۱۲۷۹/۱۸۶۲ به همراه یک هیئت سیاسی وارد ایران شده است. وی در سال ۷۷-۱۲۷۶ قمری معادل با سال ۱۸۵۶ میلادی استودیوی عکاسی خود را در تورین گشود. مونتابونه از سال ۱۸۵۶ تا زمان مرگش به فعالیت حرفهای سرگرم بود. مونتابه در زمانی که در ایران بوده است سه آلبوم برای آیندگان به یادگار گذاشته است.
عکسهای لوئیجی سند تاریخی بینظیری است که گویای وضعیت زندگی مردم و درباریان است. گرچه در این عکسها زنان وجود ندارند، اما مردان طبقات مختلف اجتماع حضور مشخص دارند و سلسله مراتب اجتماعی آنها با چگونگی قرار گرفتن در تصویر کاملاً نشان داده شدهاست. عکسهای او از مکانهای تاریخی ایران در نمایشگاه جهانی هاریس[۱] سال۱۸۶۷ م به نمایش درآمد و نشان افتخار دریافت کرد. لوئیجی پشه نخستین عکاسی بر شمارده می شود که در سال ۱۲۷۴ قمری به سرزمین باستانی فارس سفر کرده است و از تخت جمشید، پاسارگاد و نقش رستم عکس گرفته است و گمان می رود که این نخستین باری است که دوربین به وسیله ای برای آگاهی و ثبت مجموعه های فرهنگی و تاریخی در ایران تبدیل می گردد و تاثیر این عکس ها چنان بود که باعث گردید بسیاری از محققین غربی پای به ایران گذارند و حضور آن ها باعث کشف منشور کورش از دل خاک شد. ادامه.
ملک قاسم میرزا در دوم جمادیالثانی (۱۱۸۶–۱۲۳۰) از شاهزادگان قاجار بود. او برادر ملک منصور میرزا و بیست و چهارمین پسر فتحعلی شاه بود. او شخصیت جالبی داشته است و پیوسته در صدد کسب معلومات تازه بوده است. به طوری که قصد استخراج قند از چغندر را کرده و در آن زمان در طبابت نیز دستی بر آتش داشته است. او به مانند بسیاری دیگر از برادرانش با اروپاییان مراودات خوبی داشت است. به گواه تاریخ و در ارتباط با اولین عکاس ایرانی باید عنوان داشت که فن عکاسی و عکس برداری در ایران برای اولین بار در شهر تبریز و توسط ملک قاسم میرزا فرزند فتحعلی شاه قاجار آغاز گردیده است. به علت سفر او به اروپا و تحصیل در فرانسه در روزگاری که اختراع دوربین عکاسی موضوع بحث روز بود و او مراودات بسیاری نیز با اروپائیان داشته است و به خاطر اینکه….