اولین گروه های علمی و حرفه ای در عکاسی با عنوان انجمن، بعد از انقلاب ایران شکل گرفت و شالوده ی آن را می توان نخستین حرکت های آکادمیک در رشته ی عکاسی دانست و بر همین اساس پیدایش انجمن ملی عکاسان ایران را می توان برآیند تاریخیِ تلاش های حرفه ای در زمینه عکاسی در کشور دانست که مؤسسان آن عموماً از تحصیل کردگان و همچنین تجربه اندوختگانِ رشته عکاسی یا فیلمبرداری و رشته های هنری بودند و از آنجا که نگاه این عکاسان از ابتدا به گونه ای به اصلاح آرتیستیک و متمایل به مفهوم گراییِ اجتماعی بود، لذا با ساماندهی علمی عکاسی در سطح کشور نظام دیداری شهروندان با سامانه های فرهنگی بیشتر آشنا شد و به همین سبب روندی از درخواستهای آرمانی و نوین برای رسیدن به نگاهی نو و حتی اندیشه های جدید در میان نسلهای حاضر و آینده پدیدار شد. شاید به همین خاطر باشد که انجمن ملی عکاسان ایران خود را وارث و حامی دستاوردهای تاریخی عکاسی در ایران می داند
در سال ۱۳۷۹ سیستم دوربین های دیجیتال وارد ایران شد و به شکل بسیار شگفت انگیزی حدودا سه سال طول می کشد تا این سیستم به عنوان واحد درسی در دانشگاه تدریس شود. زمانِ این روند دگردیسی از آنالوگ به دیجیتال آنقدر زیاد است که گمانِ فرسوده بودن هیئت علمی در این دوره را در ذهن پژوهنده بسیار پر رنگ تر می کند. در آن دوره و پس از سه سال مقاومت اساتید دانشگاه با فراهم نمودن دروس آموزش دیجیتال در عکاسی و کاربرد نرم افزار در عکاسی، در ابتدا فقط دو تن از مدرسین تمایل ورزیدند که وارد این حوزه شوند. زیرا دیجیتال در این دوره به همان اندازه در دانشگاه، صنعت و دانشی عجیبه بود که ورود دوربین به ایران از عجایب مدرنیزاسیون برای جامعه بود. از اصلی ترین اساتیدی که عکاسی دیجیتال را در دانشگاه هنر تدریس کردند می توان از آقایان رضا نبوی و ارسطو مداحی نام برد.
یازده سال پس از ایجاد دوره کارشناسی رشته عکاسی، دانشگاه هنر برای نخستین بار در ایران در سال ۱۳۷۳ در مقطع کارشناسی ارشد نیز دانشجو پذیرفت و هر مقطع دارای مدیر گروه های جداگانه ای شد. با راه اندازی کارشناسی ارشد، خانم طاعی همچنان مدیر گروه دوره کارشناسی باقی ماند و این در حالی است که آقای جواد سلیمی به عنوان مدیر مقطع کارشناسی ارشد منصوب شد. در سال ۱۳۸۶ مدیریت کارشناسی و کارشناسی ارشد ادغام و آقای دکتر سلیمی از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ به عنوان مدیر هر دو مقطع فعالیت خود را در این امر ادامه دادند و سپس آقای دکترمترجم زاده از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ عهده دار این سمت شدند. سپس از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ آقای سلیمانی مدیریت گروه را برای دو سال برعهده گرفتند و پس از آن دکتر مترجم زاده برای یکبار دیگر عهد ه دار این مسئولیت ….
در سال های نخست شروع به کار رشته ی عکاسی، آقایان هادی شفائیه و عبدالعلی ذکاوت[۱] برجسته ترین اساتید این رشته بودند. این در حالی بود که آقایان محمد جواد پاکدل و امین شهمیری فیزیک و ابزار شناسی، مهندس ضیاالدین خطیر شیمی عکاسی و عکاسی رنگی، محمود معالج نورپردازی، محمد خادمیان عکاسی تخصصی، داوود صادق کار با دوربین و مرحوم اکبر عالمی آشنایی با فیلمبرداری را تدریس می کردند. در سال های مدیریت خانم طاعی از سال ۱۳۷۰ آقایان فخرالدینی عکاسی پرتره، سعید بهروزی عکاسی تبلیغات، کاوه گلستان عکاسی خبری، مهندس حمیدیان عکاسی معماری، مهران مهاجر و یحیی دهقانپور تجزیه تحلیل و نقد عکس، مسعود معصومیان عکاسی تبلیغاتی و شماری از اساتیدِ به نام دیگر در دانشگاه هنر به تدریس پرداختند. یکی از مشکلات….
متاسفانه از رویدادهای ورود عکاسی به عنوان یک رشته ی منحصر به فرد مطالب آن چنان زیادی به نوشتار نیامده است. اما خوشبختانه در پائیز سال ۱۳۹۶ به همت دانشگاه هنر و البته دانش آموختگان رشته ی عکاسی در این دانشگاه، نهمین شماره از نشریه ای به نام کالوتیپ به عنوان تنها نشریه تخصصیِ عکاسی در دانشگاه هنر به سردبیری محمد مهرآرا به چاپ رسید. این اقدام هر چند بسیار دیر اما بنیان این نشریه باعث گردید که محققین به خاطر دسترسیِ آسانی که فراهم آمده بود بتوانند به جمع بندی نظراتی بس مهم در ارتباط با اقدامات عکاسی در ایران بپردازند و همایش ها و سمینارهایی نیز در دیگر دانشگاه های هنر برپا گردد. در ابتدا تدریس عکاسی به صورت یک گرایش یا حتی یک رشته مشخص وارد دانشگاه های ایران نشد زیرا ایران به عنوان اولین کشوری بود که در غرب آسیا تلاش می نمود تا به عکاسی نگاهی آکادمیک داشته باشد و به همین خاطر …
ایوانف ملقب به روسیخان (مهر ۱۲۵۴-اسفند ۱۳۴۶) یکی از تکنیسینهای عکاسخانه عبداله میرزای قاجار بود که در تهران عکاسخانه و یکی از اولین سالنهای نمایش فیلم را دایر کرده است. روسیخان یکی از نخستین کسانی بود که به رواج هنر سینما در ایران پرداخت و گمان می رود که باید او را از مهمترین شخصیت هایی دانست که در این امر تاثیر گذار بوده است. از او به عنوان دومین فیلمبردار پس از میرزا ابراهیم خان روسی خان در سال ۱۳۲۶ق به روسیه رفت و در ادسا با شرکتی به نام بومر قرارداد بست که شیشه و کاغذ و مقوای عکاسی برایش بفرستند. در فروردین ۱۲۸۶ روسی خان عکاسخانه خود را افتتاح کرد و به همین منظور اعلانی مبنی بر گشایش عکاسخانه مستقل خود به چاپ رسانید که متن آن به این شکل بود که:
ژوزف پاپازیان از عکاسان بنام عهد ناصرالدین شاه بوده است که در شهر تفلیس فن عکاسی را فرا گرفته بود، وی بعد از پای گذاشتن به ایران، ابتدا در شهر تبریز، کارگاه عکاسی خود را بنا نهاد و در سال ۱۸۸۲میلادی نیز عکاسخانهای در تهران تاسیس نمود. پاپازیان نیز به مانند سوریوگین مهر سادهای طراحی نمود که بر خلاف آنتوان نشانِ هدیه از شاه نبود.
آنتوان سَوریوگِین یک عکاس روسی – گرجی – ارمنی است. به باور استاین او نیز از جمله اولین عکاسانی است که در ایران دکمه ی دکلانشور[۲] را به حرکت در آورده است. آنتوان نیز به مانند دیگر عکاسان خارجی ثبت کننده رویدادهای بسیاری در ایرانِ دوره قاجار و پهلوی اول است. دوربین او چهره ی بسیاری از ایرانیان را در ده های متوالی به ثبت رسانده است زیرا وی با پنج دهه فعالیت حرفهای عکاسی، یکی از مهمترین شاهدان زندگی ایرانیان از دوران ناصرالدین شاه تا سلطنت رضاشاه است. او برای کامل کردن مجموعه عکسهای خود به بیشتر نقاط ایران سفر نموده و از سوژههای گوناگون بهترین تصاویر را تهیه کرده است. مردم، مناظر، بناهای تاریخی، آداب و رسوم، مشاغل و حرفهها، اشیاء و سرانجام تمام زوایای زندگی ایرانیان به عنوان سوژه هایی بسیار مهم در مقابل لنز او قرار گرفته اند.
ارنْست هولتسر در ۷ ژانویه ۱۸۳۵ در روستایی به نام کلاینشمالکالدن از توابع شهر تورینگن زاده شد. او که در سال ۱۸۶۲ به استخدام دولت انگلیس درآمده بود مأمور شد به ایران و به شهر اصفهان عازم گردد و مدیریت تلگرافخانه این شهر را برعهده بگیرد و همچنین مدیریت انتقال خط تلگراف ایران به انگلستان را محقق سازد. پس از پایان مأموریتش، به کشورش باز می گردد ولی مدتی بعد این بار با دوربین عکاسی به اصفهان بازگشت و در ۱۸۷۰ با مریم حقنظر یکی از ارمنی های ایران ازدواج کرد و در سالهای بعد شروع به کار عکاسی در این شهر نمود. او میان سالهای ۱۸۷۳ تا ۱۸۹۷ میلادی بیش از هزار عکس از ایران گرفت. بیشتر تصاویر او مربوط به اصفهان است ولی تعداد اندکی هم از تهران، قم، و کاشان هستند. وی یادداشتهایی از ایران آن دوران بر جای گذاشته است و بسیاری از مطالبی که درج نموه مربوط به آداب و رسومی هستند که امروزه در میان ایرانیان نامتداول و بسیار غریب است. او خود در مقدمه ی یکی از نوشته هایش علت درج این مطالب را چنین توصیف میکند: