متاسفانه از رویدادهای ورود عکاسی به عنوان یک رشته ی منحصر به فرد مطالب آن چنان زیادی به نوشتار نیامده است. اما خوشبختانه در پائیز سال ۱۳۹۶ به همت دانشگاه هنر و البته دانش آموختگان رشته ی عکاسی در این دانشگاه، نهمین شماره از نشریه ای به نام کالوتیپ به عنوان تنها نشریه تخصصیِ عکاسی در دانشگاه هنر به سردبیری محمد مهرآرا به چاپ رسید. این اقدام هر چند بسیار دیر اما بنیان این نشریه باعث گردید که محققین به خاطر دسترسیِ آسانی که فراهم آمده بود بتوانند به جمع بندی نظراتی بس مهم در ارتباط با اقدامات عکاسی در ایران بپردازند و همایش ها و سمینارهایی نیز در دیگر دانشگاه های هنر برپا گردد. در ابتدا تدریس عکاسی به صورت یک گرایش یا حتی یک رشته مشخص وارد دانشگاه های ایران نشد زیرا ایران به عنوان اولین کشوری بود که در غرب آسیا تلاش می نمود تا به عکاسی نگاهی آکادمیک داشته باشد و به همین خاطر …
ژوزف پاپازیان از عکاسان بنام عهد ناصرالدین شاه بوده است که در شهر تفلیس فن عکاسی را فرا گرفته بود، وی بعد از پای گذاشتن به ایران، ابتدا در شهر تبریز، کارگاه عکاسی خود را بنا نهاد و در سال ۱۸۸۲میلادی نیز عکاسخانهای در تهران تاسیس نمود. پاپازیان نیز به مانند سوریوگین مهر سادهای طراحی نمود که بر خلاف آنتوان نشانِ هدیه از شاه نبود.
آنتوان سَوریوگِین یک عکاس روسی – گرجی – ارمنی است. به باور استاین او نیز از جمله اولین عکاسانی است که در ایران دکمه ی دکلانشور[۲] را به حرکت در آورده است. آنتوان نیز به مانند دیگر عکاسان خارجی ثبت کننده رویدادهای بسیاری در ایرانِ دوره قاجار و پهلوی اول است. دوربین او چهره ی بسیاری از ایرانیان را در ده های متوالی به ثبت رسانده است زیرا وی با پنج دهه فعالیت حرفهای عکاسی، یکی از مهمترین شاهدان زندگی ایرانیان از دوران ناصرالدین شاه تا سلطنت رضاشاه است. او برای کامل کردن مجموعه عکسهای خود به بیشتر نقاط ایران سفر نموده و از سوژههای گوناگون بهترین تصاویر را تهیه کرده است. مردم، مناظر، بناهای تاریخی، آداب و رسوم، مشاغل و حرفهها، اشیاء و سرانجام تمام زوایای زندگی ایرانیان به عنوان سوژه هایی بسیار مهم در مقابل لنز او قرار گرفته اند.
از نگاه دانا استاین لوئیجی مونتابونه چهارمین مستشاری ست که در ایران به عکاسی پرداخته است. تاریخ تولد مونتابونه به درستی مشخص نیست ولی استاین معنقد است که او در تابستان ۱۲۷۹/۱۸۶۲ به همراه یک هیئت سیاسی وارد ایران شده است. وی در سال ۷۷-۱۲۷۶ قمری معادل با سال ۱۸۵۶ میلادی استودیوی عکاسی خود را در تورین گشود. مونتابونه از سال ۱۸۵۶ تا زمان مرگش به فعالیت حرفهای سرگرم بود. مونتابه در زمانی که در ایران بوده است سه آلبوم برای آیندگان به یادگار گذاشته است.
در کتاب آموزش عکاسی۲۰۲۲ برای نخستین بار تلاش شده است تا ابتدا قبل از آنکه خواننده را با دوربین آشنا سازد، ایشان را با شیوه های پدیدآمدن یک عکس خوب همراه ساخته و در ابتدا وی را با عنوانهای عکاسی، اهمیت عکاسی، نگاه عکاسانه و بسیاری از المانهای هنری آشنا سازد. بر همین اساس خوانندگان حتی قبل از آموزش به مرتبه ای از نگاه خلاق و هوشیار رسیده اند که می توانند مباحث افزارمندی را در عکاس شدن خود پیدا نموده و به راحتی این مطالب را برای خود حل نموده و ساده نمایند.کتاب آموزش عکاسی۲۰۲۲ هم اکنون در دانشگاههای معتبر ایران مانند دانشگاه سوره، فرهنگ و هنر و همچنین دانشگاه نیما محمودآباد در مقاطع کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد تدریس می گردد.
کتاب آموزش عکاسی۲۰۲۲ با نویسندگی سهراب نعیمی، مدرس علوم عکاسی در دانشگاه در اسفند ماه سال ۱۴۰۰ توسط نشر سفیر اردهال به چاپ رسیده است. این کتاب ارزشمند در قطع وزیری به نشر رسیده و سر فصلهای متعددی را دارا می باشد. که از جمله می توان به
۱٫تاریخ عکاسی
۲٫معرفی هفت عامل موثر در به وجود آمدن یک عکس خوب
۳٫طبقه بندی موضوعات عکاسی
۴٫امواج الکترومغناطیسی و کارکرد آن در عکاسی
۵٫گامهای نوری در عکاسی
۶٫مفاهیم فنی در عکاسی
اصول ترکیب بندی، مفاهیم و تعاریفی هستند که در بیشتر هنرهای تجسمی با رعایت نمودن آنها به چشم نوازیِ اثر افزوده می شود. البته این زیباییِ بصری حالتی نسبی است. یعنی ممکن است در نظر برخی از مردم جمیل و خوش منظر محسوب نشود. اما دانستن این اصول و استفادۀ آگاهانه از آنها می تواند بر جمالِ هر اثری تاثیرگذار باشد. به بیان ساده، به قرار گرفتن و یا جای دادن اصولیِ عناصر تشکیل دهندۀ یک عکس در فضاهای مورد نظر، ترکیب بندی یا کمپوزیسیون[۱] می گویند، و این جایگذاری تحت قواعد و اصول معین و محاسبات دقیق انجام می گردد. ترکیب بندی اصولاً دارای یک پیام بصری است که بیننده را با نوع نگاه، تخیل، تدبیر و دانشِ خالق اثر آشنا و همراه می سازد. ترکیب بندی در کلیۀ عکسها، نه تنها باعث جذابیتِ در تصاویر می شود، بلکه باعث می گردد که تصویر نهایی با هماهنگ ترین شیوۀ ممکن به تماشاگر ارائه گردد.
عمق میدان توسط اندازۀ اپرچری که انتخاب می شود، فاصله کانونی که به کار گرفته می شود و فاصلۀ بین دوربین و سوژه تعیین می گردد. تار شدنِ پس زمینۀ یک عکس و واضح نگه داشتن سوژه باعث میشود که به اصطلاح معروف عکسِ ما عمق داشته باشد و عوامل اضافی صحنه از بین بروند. به تار شدن پسزمینه، عمق میدان (DOF) میگویند. عمق میدان در عکاسی به معنای در فوکوس بودن تمام عناصر صحنه یا بخش کوچکی از آن است. اپرچر و عمق میدان با هم ارتباط مستقیمی دارند. عمق میدان میزان فاصلهای که در آن عناصر موجود در تصویر واضح خواهند بود را مشخص خواهد کرد. هر چه دریچه اپرچر بزرگتر شود، عناصر موجود در تصویر که در عمق عکس و پشت سوژۀ اصلی وجود دارند تارتر می شوند. مثلاً یک اپرچر خیلی بزرگ مانندf1.2 ، عکسی با عمق میدان بسیار کم خواهد داشت. متقابلاً با کوچکتر شدن اندازۀ اپرچر، عناصر و المانهای موجود در تصویر از شفافیت بهتری برخوردار خواهند شد. نتیجتاً با اپرچر کوچکتر، تمام اشیائی که از سوژه دورتر هستند، فوکوس خواهند شد. مثلاً اپرچر f22 نور بسیار کمی وارد دوربین میکند؛ اما باعث میشود تمام صحنه دارای دقت و فوکوس باشد. البته کاربرد این موضوع در چشم انسان نیز به همین شکل است. زیرا اصولاً انسانها برای آنکه تصویری را در دوردستها بهتر ببینند چشمان خود را ریزتر و بسته تر نگاه می دارند.
واقعیت آن است که اگر امروزه و عمدتاً اگر از عکاسان پرسش شود که واژه دیافراگم صحیح است و یا اپرچر بیشتر آنها عنوان خواهند داشت که هر دو به یک معنا هستند. البته برخی نیز با تعجب بسیار اپرچر را تیغه های دایره ای شکل درون لنز دانسته و دیافراگم را حفرِۀ ایجاد شده می دانند. اما حقیقت چیز دیگریست.
دیافراگم واژۀ فرانسوی اپرچر است. در گذشته ای دور حدودا ۱۰۰ سال گذشته قبل از این، زبان فرانسه به عنوان زبانی مشترک و جهان شمولی شناخته می شد و این مطلب باعث گشت که اصطلاحات فرانسوی به بسیاری از زبانها رسوخ پیدا کند. اما امروزه عناوین به گونه ای دیگر است تا جائیکه حتی فرانسوی ها هم کمتر از کلمه دیافراگم استفاده می کنند. پس نتیجتاً کاربرد کلمه دیافراگم اشتباه بوده و مطلقاً علمی نمی باشد. اپرچر کلمه صحیحی برای استفادۀ کلیه عکاسان در علم عکاسی می باشد.